قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2951

تاريخ الفي ( فارسى )

دست به نهب و غارت دراز كرده و مردم بسيار را به قتل رسانيد و با اموال و اسباب بىشمار بازگشت . هم در اين [ سال ] در ميانهء خليفه مسترشد باللّه و اتابك عماد الدّين مصالحه واقع شد . و انوشيروان بن خالد « 1 » از وزارت خليفه معزول شد و باز شرف الدّين على بن طراد زينبى را به منصب وزارت سرافراز ساختند . هم در اين سال ، خليفه مسترشد باللّه لشكر به جانب تكريت ، كه از آن مجاهد الدّين بهروز بود ، فرستاده آن شهر را محاصره نمود . بعد از چند روز چون مجاهد الدّين بهروز را قدرت دفع ايشان نبود ، بالضروره جهت خليفه پيشكش لايق فرستاده ملايمت بسيار نمود . خليفه ملتمس او را مبذول داشته فرمود كه لشكر از سر محاصرهء او برخاسته به جانب بغداد مراجعت نمايد . هم در اين سال سلطان سنجر ، امير ارغش را با لشكرى عظيم بر سر قلعهء گردكوه « 2 » كه از آن اسماعيليه بود فرستاد . امير ارغش آن قلعه را محاصره نمود و كار بر اهالى ايشان به تنگ آورد . اتفاقا ، با وجود محاصرهء بيرون ، در اندرون ، مرض تشنج و كزاز آن‌چنان پيدا شد كه هيچ‌كس از مرد و زن آن قلعه را قدرت برخاستن نماند . و چون حال ايشان بر اين منوال رسيد ، جهت امير ارغش اموال و نفايس جواهر فرستاده التماس نمودند كه وى از محاصرهء ايشان درگذرد . بنابراين ، امير ارغش ايشان را به حال خود گذاشته بازگشت . هم در اين سال والدهء خليفه مسترشد باللّه فوت شد . و از اعيان امراى عرب ، امير سليمان بن مهارش عقيلى « 3 » كه امير بنى عقيل بود نيز در اين سال وفات يافت و امارت آن قبيله بر پسر او با وجود كوچك‌سالى قرار گرفت . و از اعيان علما ، ابو على حسن بن ابراهيم بن فرهون « 4 » ، قاضى واسط ، كه در زمان خود مقدّم شافعيه بود ، نيز در اين سال وفات يافت . مولد او در ميّافارقين در سنهء ثلث و ثلثين و اربعمائه [ - 433 ] هجرى بود و فقه نزد ابى اسحاق شيرازى و ابى نصر صباغ گذرانيد و در اوايل حال شاگرد ابو عبد اللّه كازرونى بود .

--> ( 1 ) . در متن به صورت : ابو سردار خالد . تصحيح براساس راحة الصدور و الكامل . ( 2 ) . ق . كردكوى . از قلاع اسماعيليه در نزديكى دامغان - ياقوت ، معجم البلدان ، ذيل دامغان . ( 3 ) . ق : امير سلمان عقيلى . ( 4 ) . ق : برهون . در متن حسن بن بنى ابراهيم . تصحيح براساس الاعلام زركلى . او مدتى قاضى واسط بود . از وى آثارى در فقه همچون الفوائد على « المهذب » لشيرازى و الفتاوى باقى مانده است . - زركلى ، الاعلام ، ج 2 ، ص 178 .